مدح و مرثیۀ حضرت زینب سلاماللهعلیها در مصائب عاشورا
آن کـه شـام فــراق دیـده، تـویـی آن که سر زد از سـپـیـده، تـویی آن که با عشق و شور و عزّت گشت رهـنــورد ره عــقــیــده، تــویـی آن کــه در راه عــشـق و آزادی هر بلا را به جان خـریـده، تویی آن که از داغ لالـههـا، بـا صـبـر جـامـۀ صـبـر را دریــده، تـویـی آن که از جان، دو نوگُل خود را بــهــر اســلام پـروریـده، تـویـی آن کــه از بــار داغهــای دلــش قـامـت آســمـان خـمـیـده، تـویـی آن کـه در بــاغ سـبــز ســجــّاده گُل ز اشک غـمـش دمیده، تویی آن کــه در بــیــن آتـــش بــیــداد در پـی کـودکـان دویــده، تـویـی آن که از مـقـتـل بـرادر خـویـش نـالـۀ فــاطـمـه شـنـیــده، تــویــی آن کـه بــا دیــدن گُــلـی بـیســر آه از جـان و دل کـشـیـده، تـویی آن کـه در قــتــلـگـاهِ گُـل مـیزد بـوسـه بر حـنـجـر بـریـده، تویی قصۀ شبنم و گُل، از تو بهجاست آن که اشکش به رخ چکیده، تویی عـشق و آزادگیست، مـرهـونت مکـتب و مذهـب است، مدیـونت |